حاجيه خانم علويه كرمانى
59
روزنامه سفر حج عتبات عاليات و دربار ناصرى
در بكارهها . ما بيچاره هم آمديم ، نشستيم . ما را آوردند به زندان بلا . زمينى است ريگ نرم ، خشك خالى ، گرم ، بىآب [ و ] علف ، دورهء اين زمين همه دريا . هر گوشه قريب صد ، صد [ و ] پنجاه كتوك زدند از نى و چوب و حصير براى حاجىها . ما اسيرىها را آوردند در كتوكها منزل دادند . الآن حاجى شش جهاز هستند . هر جهازى آدمهايش را به گوشهاى منزل دادند . نمىگذارند كه پيش هم بيايند بروند ، كه مبادا يكى از اهل يك جهازى ناخوش باشند ، آنهاى ديگر هم ناخوش شوند . كارهايى با پدر سوختگى كه پول جمع كنند . حاجى كه از بمبئى مىآيد ، ده روز قرنتن هستند . آنهايى كه از بندر عباس مىآيند ، بيست [ و ] چهار ساعت قرنتن هستند . آتش به جان آن آدمى بگيرد كه ماها را روانهء بمبئى كرد . ده روز ما را آنجا معطل كرد كه حاجى جمع كند . آخر هم جمعى سنى و چهار امامى [ و ] شش امامى [ و ] هفت امامى آوردند در جهاز ، همه گدا . قريب ده پونزده بچهء ده ساله ، هشت ساله تا دو ساله . از قرارى كه مىگويند . فول [ پول ] كشتى را هم ندادند . ما را بايست ده روزه در كامران بياورند ، پونزده روزه آوردند . از شدّت باد [ و ] طوفان دو روز هم در عدن معطل شدند ، كه حاجى آوردند در جهاز ، همه گداى كونبرهنه كه گدايى مىكنند توى حاج . از هركدام مىپرسى كجا مىرويد ، مىگويند مكهء شريف . از قرار ظاهر مىروند به گدايى . همين موسم حاج مىروند مكه گدايى مىكنند ، برمىگردند . همه لخت برهنه ، سنى پدر سوخته طهارت نمىگيرند ، پدر سوختهها بو مىدهند كه آدم خفه مىشود . مختصر كلام ، در جهاز ما كه از بمبئى آمديم ، قريب ششصد ، هفتصد نفر متجاوز بوديم . بيست و سه نفر شيعه بوديم ، باقى همه سنّى و غيره بودند . خلاصه هر دسته در كتوكى منزل كرديم . الهى بميرم براى عيال سيد الشهداء ( ع ) . دورهء كتوكها [ و ] قراول خانهها هركدام يك قراول ايستاده . وقتى كه [ 12 ] وارد شديم ، دو سه ساعت بعد حكيم فرنگى آمد . همه را ديد كه ناخوش نباشند . رختها و رختخوابهاى همه را باز كردند ، نگاه كرد . بعضىها كه كثيف بد بودند ، بردند دود دادند . جايى ساختهاند براى دود دادن . چرخى دارد ، تنوره دارد ، نمىدانم گُه سگ مىكنند ، چه مىكنند ، وقتى دود مىكنند ، خيلى متعفن است . همه را دود